زنگ‌تفریح تصادفی

 المپياد جهاني زيست‌شناسي
 
 بازديدها
كاربران غيرعضو آنلاينكاربران غيرعضو آنلاين:  2000
 كاربران عضو آنلاين:  0
  کل كاربران آنلاين:  2000
 موسيقي درماني
موسيقي درمانيزنگ تفريح زيست
زنگ‌تفریح شماره 144

 

موسيقي درماني (music therapy) در حقيقت يكي از شاخه هاي علوم درماني و جزئی از درمان‌های بیانی (expressive therapy) است كه در آن موسيقي درمان گر (music therapist) مانند پزشك كه از دارو يا وسايل جراحي استفاده مي كند، از موسيقي و تمام ابعاد آن (فیزیکی، احساسی، ذهنی، اجتماعی، ...) به عنوان ابزار درماني برای بهبود و یا حفظ سلامتی بهره می‌برد.
در دنياي پزشكي كنوني به طور كلي دو ديدگاه درباره روشهاي درماني وجود دارد : يكي طب رايج (conventional medicine) يا پزشكي غربي است كه امروزه در كشور ما اعمال مي شود و ديگري شيوه هاي مختلف درماني است كه مجموعه آنها را طب جايگزين (alternative mdicine) يا طب مكمل (complementary medicine)  مي نامند.
ويژگي تمام رشته هاي طب جايگزين استفاده از «قابليتهاي خود درمان بدن» و كل نگر بودن اين رشته هاست. برخلاف پزشكي رايج كه بدن انسان را از ديدگاه ملكولي و سلولي مورد مطالعه قرار مي دهد و انسان را متشكل از اجزاي متفاوت مي داند، طب جايگزين انسان را مجموعه اي واحد از جسم، احساس و روان مي داند. به عبارت ديگر شاخه هاي مختلف طب جايگزين بيماري هاي عضوي را ناشی از اشكال در عملكرد كل بدن و به هم خوردن تعادل بين جسم و روان و احساس مي دانند. در نتيجه درمان فقط ناظر بر نتيظيم كاركرد جسم بيمار نيست بلكه به افكار، احساسات و روان او نيز توجه دارد.
طب جايگزين بيش از پنچاه شيوه درماني رايج را در بر مي گيرد كه طب سوزني (acupunctur)، آيورودا (ayurveda)، موسيقي درماني (music therapy)، هومئوپاتي (homogopathy)، هيپنوتيسم (hypnotism)، هنر درماني (art therapy)، درمان طبيعي (naturopathy) و يوگا درماني از مهم ترين و شناخته شده ترين شاخه هاي آن به شمار مي روند. برخي از اين شيوه ها مانند طب سوزني از قدمتي چند هزار ساله برخوردارند و برخي مانند هومئوپاتي و موسيقي درماني نسبتاٌ جديد تر هستند.
اگرچه بسياري از رشته هاي طب جايگزين هنوز در ايران ناشناخته مانده اند ولي در بيشتر كشورهاي پيشرفته از اين رشته ها نيز به موازات پزشكي رايج در امر درمان استفاده مي شود و در سالهاي اخير مردم و پزشكان گرايش بيشتري به آنها نشان داده اند.
محدوده هاي عملكرد درماني
در مورد توانايي هاي درماني روشهاي مختلف طب جايگزين توافق همگاني وجود ندارد. برخي از اين رشته ها مانند هومئوپاتي و طب سوزني در معالجه بسياري از بيماري ها موثرند و تعدادي ديگر از جمله كايروپراكتيك (chiropractic) بيشتر در درمان دردهاي عضلاني و مفصلي مثلاٌ كمر دردهاي مزمن كارايي دارند. به طور كلي مي توان گفت بسياري از مراجعان به اين رشته ها را بيماران مبتلا به دردهاي مزمن بيماري هاي قلبي-عروقي، آلرژي ها و … تشكيل مي دهند. در حقيقت يكي از نقاط ضعف پزشكي رايج درمان بيماري هاي مزمن است و به همين دليل اغلب رشته هاي طب جايگزين شهرت خود را مديون كارايي شان در معالجه بيماري هاي مزمن هستند اگرچه اين امر به معناي عدم توانايي آنها در درمان بيماري هاي حاد نيست. به عنوان مثال سازمان جهاني بهداشت كارايي طب سوزني را در درمان حدود 45 بيماري تاييد كرده كه بسياري از آنها بيماري هاي حادي مثل گلودرد، سرماخوردگي، اسهال و برونشيت حاد هستند.
اصوات موسيقي به علت برخورداري از بار هيجاني و عاطفي تاثيرات عميقي بر روحيات شخصيت و پرورش عواطف انساني مي گذارند و در تعدادي از شاخه هاي طب جايگزين مانند طب سوزني هومئوپاتي و آيورودا نقش عمده اي در درمان دارند. امروزه به علت نگرش علمي و روش مند به موسيقي در درمان امراض، موسيقي درماني به عنوان رشته اي مستقل مورد توجه قرار گرفته و در حكم روشي مكمل براي درمانهاي رايج پزشكي تعريف شده است كه منظور از آن استفاده تجويز شده از تحريكات موسيقايي يا فعاليتهاي آن براي كاهش ناتواني و بيماري و تغيير حالات ناسازگار است كه زير نظر music therapist صورت مي گيرد.
در اين رشته موسيقي به عنوان ابزار و موسيقي درمان گر به عنوان فرد متخصص در برخي از بيماري ها شرايطي را (با توجه به شدت آن بيماري) ايجاد مي كنند كه مي تواند بيمار را در يك روند مثبت صعودي درجهت كاهش استرس ها و افزایش سلامتی قرار دهد و اين شرايط ممكن است متناسب با جنس و سن بيمار و شدت بيماري در امراض مختلف متفاوت باشد.
در مورد كاركرد موسيقي در پزشكي پژوهش هاي گوناگون و معتبري صورت گرفته است كه تعدادي از آن ها بر روي علائمي چون ضربان قلب، فشارخون، دردهاي گوناگون، تنفس، واكنش هاي پوستي، هورمونهاي آدرنالين، پرولاكتين، كورتيزول، امواج مغزي، كتكولامين ها، استروئيدها، الكتروميوگراف، عوارض جانبي داروها، مدت استفاده از داروها و مدت بستري بودن و بسياري موارد ديگر متمركز بوده است.
به طور كلي اهداف درماني اين پژوهش هاي موسيقايي را مي توان در هشت محور عمده خلاصه كرد.
1. پيشگيري، آموزش و يادگيري
2. كاهش دردهاي گوناگون پزشكي و دندان پزشكي
3. كاهش تنش ها و نگراني هاي ناشي از جراحي آسيبها و بيماريها
4. توان بخشي بعد از جراحي آسيب ها و تصادفات
5. كاهش خستگي حاصل از تنوس هاي عضلاني (گرفتگي هاي عضلاني ) و كاركرد ماهيچه ها
6. كاهش عوارض جانبي دارو ها
7.كاهش مدت استفاده از دارو ها
8. كاهش طول مدت درمان و بستري بودن
علاوه بر تاثيرات درماني يادشده موسيقي مي تواند براي ارتقا برخي از فاكتورهاي رفتاري در افراد سالم موثر واقع شود. مثلاٌ در صنعت از دوش موسيقي براي افزايش بازده توليد و آرامش رواني كاركنان استفاده مي شود. تاثيرات انواع موسيقي بر فرايندهاي حافظه يادگيري، دقت، ادراكات حسي، سيستم عصاب حركتي و … نمونه هايي از اين مقوله اند. پژوهش هاي انجام شده درباره حس آميزي رابطه متقابل تاثيرات رواني برخي از نت ها و گامهاي موسيقي را با رنگهاي مختلف آشكار مي سازد. مثلاٌ روان پزشكان رنگ قرمز را به گام دوماژور و رنگ سبز مايل به آبي را به گام لاماژور نسبت داده اند.
موسيقي در زمينه شناخت و كمك به رفع مشكلات رفتاري نيز كاربرد فراواني دارد و اين تغييرات رفتاري خاصه در سنين رشد و كودكي حائز اهميت است. علت اين تاثير گذاري اين است كه هنر به طور كلي و در اين جا موسيقي با توجه به بار عاطفي آن به عنوان نوعي وسيله تخليه رواني به كار برده مي شود و كودكاني كه دچار تنش و فشار رواني هستند با برون فكني فشارها و هيجانات از طريق موسيقي، به حد مطلوب هيجان و آرامش دست مي يابند.
به استثناي مواردي كه مشكل كودك ريشه جسمي يا ارگانيك (اندامي) دارد تاثير موسيقي در رفتار كودك در مقايسه با ساير شيوه هاي ديگر از جمله دارو درماني موفق تر بوده و بيش از هر روش ديگري در تعديل رفتارهاي كودك موثر است اگر چه در مورد نقصهاي ارگانيك نيز نقش موسيقي را نبايد از نظر دور داشت.
موسيقي، نوعي محرك احساسي قوي و تجربه اي چند حسي است : تحريك شنوايي از طريق اصواتي كه شنيده مي شوند تحريك لمسي از طريق ارتعاشاتي كه قابل احساس هستند و نيز تحريك بينايي توسط اجراي زنده آن. مثلاٌ كسب موفقيت در فعاليتهاي موسيقايي مي تواند احساس ارزش فردي را تقويت كند. به علاوه موسيقي به عنوان انتقال دهنده اطلاعات انتقال دهنده تقويت كننده ها و زمينه اي براي يادگيري و انعكاس مهارتها نيز مي تواند مورد استفاده قرار گيرد.
در پايان تذكر جند نكته مهم ضروري به نظر مي رسد. اول اينكه از ديدگاه اين رشته موسيقي وسيله است نه هدف و البته بديهي است كه استفاده از موسيقي به عنوان ابزار به هيچ وجه از اهميت هنري آن نمي كاهد و لطمه اي به جايگاه والاي موسيقي از ديدگاه هنري وارد نخواهد كرد بلكه ارزش واقعي آن را به عنوان روش خاص درماني و توان بخشي آشكار مي سازد. به عبارت ديگر بحث درباره ماهيت هنري و زيبايي شناختي موسيقي، مقوله اي كاملاٌ جدا از كاربرد آن است اگر جه اساس نقش كاربردي موسيقي را نيز مي توان در ماهيت هنري و زيبايي شناختي آن جست و جو كرد. دوم اينكه در رشته موسيقي درماني تعصبي در انتخاب نوع موسيقي وجود ندارد. مثلاٌ استفاده از موسيقي كلاسيك غربي در فعاليت شنيداري براي فرد نا آشنا با اين موسيقي كاري بيهوده است. زيرا تاثير پذيري افراد از موسيقي ارتباط تنگاتنگي با فرهنگ، علايق، عادتها و شيوه زندگي آنها دارد. در حقيقت استفاده از اصوات و موسيقي در فرهنگهاي مختلف و تاثير آن در جنبه هاي گوناگون زندگي بشر مقوله اي چنان گسترده است كه بررسي تمام ابعاد آن نياز به مطالعه اي گسترده دارد.
1391/2/24لينک مستقيم

فرستنده :
ناشناس HyperLink HyperLink 1392/2/18
مـتـن : واقعا سایت شما از هر نظر عالی است

فرستنده :
yamur HyperLink HyperLink 1392/2/18
مـتـن : aliiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii bud.mer30.baraye me ke olampiadyam kheily mofide

نظر شما پس از تاييد در سايت قرار داده خواهد شد
نام :
پست الکترونيکي :
صفحه شخصي :
نظر:
تاییدانصراف
 انيميشن‌هاي زيست‌شناسي

 
 المپياد زيست شناسي

 

 
 

 


 

صفحه‌ي اصلي


 

 
 


 

راهنماي سايت


 

 
 

 


 

آموزش


 

 
 


 

بانك سوال


 

 
 

 


 

مسابقه


 

 
 

 


 

زنگ تفريح


 

 
 

 


 

مصاحبه و گزارش


 

 
 

 


 

معرفي كتاب


 

 
 

 

 

مشاوره


 

 
 

 


 

پرسش‌و‌پاسخ‌علمي


 

 
 


 

اخبار

 

فعاليت‌هاي علمي

 پيوندها